پیدا





افشین یداللهی

درخواست حذف اطلاعات

تو حق نداری
عاشقِ ی بمانی که سالهاست رفته
تو مالِ ی نیستی که نیست
تو حق نداری اسمِ دردهای مُزمِنَت را عشق بگذاری
می توانی مدیونِ زخم هایت باشی اما
محتاجِ آنکه زخمیَت کرده نه!
دست بردار از این افسانه های بی سر و ته که به نامِ عشق
فرصتِ عشق را از تو می گیرد .
آنکه تو را زخمیِ خود می خواهد
آدمِ تو نیست
آدم نیست و تو سال هاست حوای بی آدمی ...
حواست نیست .